فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦ - فصل چهارم كاربردهاى سه گانه متافيزيك
شناسى به معنى وسيع لفظ است، يعنى هستى، اعم از واجب و ممكن، علت ومعلول، مجرد ومادى، قوه وفعل، واحد وكثير ، و....
چرا اين مباحث «متافيزيك» ناميده شد؟
نظريه معروف در اين مورد آن است كه اين گونه مباحث در كتاب «ارسطو» پس ازمباحث مربوط به طبيعت قرار گرفته بود، از اين جهت اين مباحث را«متافيزيك» خوانده اند.
توضيح اينكه، لفظ «متافيزيك» كه مركب از لفظ «متا» به معنى «مابعد» و «فيزيك» به معنى «طبيعت» است، بعنى «مابعد الطبيعه» مى باشد.
هنگامى كه «اندرونيكلوس» رودسيايى، كه از مشائيان قرن اول قبل از ميلاد بود، به تدوين كامل آثار ارسطو همت گماشت، در مجموعه آثار ارسطو، كتاب «مابعد الطبيعه» وى را بعد از رساله هاى مربوط به «طبيعت» قرار داد.
«مابعد الطبيعه» در اصل، كتاب مدونى نبود كه به صورت منظم ومرتب نگاشته شده باشد، بلكه مجموع چندين تقرير درسى بود كه ارسطو در زمانهاى مختلف ايراد كرده بود و بر مجموع آنها عنوان مشخصى ننهاده بود. «اندرونيكلوس» چون عنوان مناسبى براى آنها نيافت، آنها را مابعد الطبيعه(آنچه بعد از كتاب طبيعت قرار دارد) ناميد واصطلاح مابعد الطبيعه از همين جا به وجود آمد.
در اين جا احتمال ديگرى نيز وجود دارد كه با مراجعه به كتاب «شفا»ى بوعلى وديگر كتب فلسفى به نظر، صحيح تر مى رسد و آن اين است كه بگوييم: علت اينكه به اين قسم از مباحث فلسفى، «مابعد الطبيعه» گفته شده