فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٢ - اتصال حركت و نظريه دانشمندان درباره حقيقت جسم
معنى اتصال حركت در مكان، اين است كه اين مكانهاى تدريجى به هم پيوسته است و ميان آنها عدم و فاصله اى وجود ندارد. درست است كه ذهن ما مى تواند آنها را به اجزاى مختلف تقسيم كند و جزئى را در پيش و جزء ديگرى را در پشت سر قرار دهد، ولى اين كار ذهنى لطمه اى بر وحدت حركت، و اتصال گذشته به آينده وارد نمى كند، زيرا اين تقسيم، ذهنى وفرضى است و در خارج، از آن خبرى نيست.
بنابراين،چه شما جسم را واحدى متصل بدانيد كه اجزاى آن به هم پيوسته است، يا اينكه واحدى بشناسيد كه از اجزاى منفصل تركيب يافته است، هيچيك از اين دو نظر، به وحدت اين مكانها ى متدرج و اتصال مكانهاى گذشته به آينده آسيب نمى رساند.
سيبى كه در درخت قرار دارد، در حركت كيفى خود، پيوسته از رنگى به رنگ ديگر مبدل مى شود. اين كيف متدرج، حالت اتصال و ناگسستنى دارد. خواه خود سيب واحد متصلى باشد، و يا اينكه از اجزاى منفصل و جدا از هم تركيب يافته باشد، در هر حال اين كيف متدرّج و سيّال به صورت يك واحد متصل روان و سيال است كه گذشته هاى آن با آينده هاى آن مربوط مى باشد....
آرى، اين نظريه بر فرض صحت، ضربه شكننده اى بر صورت جسميه (اتصال و پيوستگى جسم) وارد مى سازد، صورت جسميه اى كه در فلسفه اسلامى روى آن بحث وگفتگو شده است، ولى بر اتصال گذشته حركت به آينده آن لطمه نمى زند.
خلاصه آنكه، خواه جسم، وحدت و اتصال داشته باشد و يا نداشته باشد، مجموع تغييرها و تبديلها در كيفيتها وكميتها، صيرورتها وشدنها به طور