فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٠ - اتصال حركت و نظريه دانشمندان درباره حقيقت جسم
است و هيچيك از اجسام محسوس، جسم واحدى نيست، بلكه از اجسام بيشمارى تشكيل يافته است. در حاليكه از نظر حكما، هر كدام (نه هر ذره اى) از اجسام محسوس واحد مستقلى است كه وقتى آن را به دو نيم كنيم يك واحد واقعى را به دوواحد تقسيم كرده ايم.
به عبارت روشنتر، هر يك از اجسام محسوس از ديدگاه فلاسفه يك جسم بيش نيست، در حاليكه نزد ذيمقراطيس واحدهاى بيشمارى است كه به هم چسبيده اند.
ب: از آنجا كه واحد جسم نزد ذيمقراطيس ذرات نشكن است، لذا واحد جسم از نظر وى قابل انقسام نيست، در حاليكه از نظر فلاسفه تمام واحدها قابل انقسام است. زيرا واحد جسم از نظر آنان همان اجسام محسوس است كه به آسانى قابل شكستن مى باشد.
٣. نظريه متكلمان اسلامى
متكلمان اسلامى معتقدند: هر جسمى، از مجموعه اى از ذرات تشكيل شده، و ذرات مزبور در حاليكه طول و عرض وعمق ندارند تشكيل دهنده جسم مى باشند. نام اين ذرات، در اصطلاح متكلمان، «جوهر فرد» است. تفاوت نظريه متكلمان با نظريه ذيمقراطيس بسيار روشن است: ذرات تشكيل دهنده جسم، در نظر متكلمين، فاقد بعد است، در حاليكه بر پايه نظريه پيشين، داراى ابعاد سه گانه مى باشد.
٤. نظريه اتميسم
بر اساس اين نظريه، كه در جريان تحول علمى اروپا به وجود آمد، هر