فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٥ - حركت در عرض گواه بر حركت در جوهر است
١. حركت در عرض گواه بر حركت در جوهر است
شكى نيست كه پديده هايى به نام «عرض»(مانند «كيف» و «كم)» در حال تحول وحركتند مثلاً سيب درختى، از نظر رنگ و مقدار، آناً ف آناً رو به اشتداد وتكامل دارد، و اشتداد و افزايش رنگ وى گواهى روشن بر اشتداد طبايع اشياست.
دگرگونى در اعراض وصفات اشيا به دوگونه انجام مى گيرد: گاه عامل خارجى سيب دگرگونى مى شود، و اين دگرگونى مستند به طبيعت و ذات پديده نيست، مانند آبى كه به علت مجاورت با آتش ويا تابش خورشيد گرم مى شود.[١]
و گاه تحول و دگرگونى صفات شىء، مربوط به طبيعت خود شىء و برخاسته از ذات آن است، مانند تحول رنگ ميوه و تكامل حجم آن، زيرا هرگز نمى توان ارتباط تكامل ميوه را (از حيث كيفيت وكميت)با طبيعت آن انكار كرد.
درست است كه تابش خورشيد، نفوذ آب، و مواد قندى زمين نيز در اين دگرگونى مؤثرند، امّا اين تأثير به آن معنى نيست كه عوامل خارجى مستقيماً در تغيير چگونگى ميوه، و افزايش حجم و مقدار آن مؤثرند، بلكه اين عوامل، پيش از همه در رشد و نمو درخت اثر مى گذارند، و غوغايى در نهاد آن پديد مى آورند، در نتيجه، رنگ و طعم و بوى آن نيز عوض مى شود.
اگر حركت ودگرگونى مربوط به طبيعت ميوه وذات آن است، چگونه
[١] در اصطلاح فلسفه به اين قسم از عرض، عرض غريب، و به قسم بعدى عرض ذاتى مى گويند.