فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٤ - منطق ديالكتيسينها در فراگير بودن اصل حركت
بدين گونه، ديالكتيك سرانجام از گرداب شك و ترديد سر درآورده ومكتبى كه مدعى علمى بودن خود مى باشد جز ترديد و اضطراب نتيجه ديگرى نخواهد داد.
منطق ديالكتيسينها در فراگير بودن اصل حركت
بد نيست كمى در اين بحث توقف كنيم و منطق آنان را در فراگير بودن اصل تغيير و تحول حتى نسبت به علوم وادراكات ذهنى، مورد بررسى قرار دهيم.
پيروان ماترياليسم ديالكتيك، فكر و انديشه را جز بازتاب طبيعت و ماده چيز ديگرى نمى دانند، و به عبارت ديگر، آنان مدعيند هنگامى كه اعصاب وحواس بشر در برابر طبيعت مادى قرار مى گيرد از اين تقابل، اثرى از ماده خارجى وارد مغز ما شده و بر آن تأثير مى گذارد، كه ما آن را علم و ادارك مى ناميم.
از سوى ديگر، براى اينكه علم با واقع خارجى تطبيق كند، بايد تمام ويژگيهاى پديده مادى را دارا باشد.چه، در غير اين صورت كاملاً با آن تطبيق نداشته و حاكى از آن نخواهد بود.
بر اساس اين دومقدمه، به زعم آنان، فراگيرى اصل تغيير وحركت نسبت به ادراكات و افكار بشرى، كاملاً اثبات مى گردد. زيرا فرض اين است كه طبيعت در حال رشد و نمو است وبراى حفظ تطابق وارتباط، بايد تصوير ذهنى از طبيعت نيز مانند خود آن، در حال رشد و نمو باشد تا مطابقت كامل ميان مفاهيم ذهنى با ذوات خارجى برقرار گردد. از اين جهت، حقيقت نزد ديالكتيسينها جز تحول و تكامل شناسايى انسان از جهان مادى، چيزى