فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٢ - فصل چهاردهم تكاپوى فرد و جامعه و مثلث هگل
١٤
تكاپوى فرد و جامعه،و مثلث هگلبمرور زمان، انتقادهاى فلسفى وعلمى آنچنان ضربت شكننده اى بر «تز» هگل وارد آورد و آن را متلاشى ساخت كه امروزه هرگز نمى توان به آن به صورت يك نظريه فلسفى يا علمى اعتماد كرد. موارد نقض و انتقاد اين نظريه بيش از آن است كه ما در فصل گذشته منعكس ساختيم.
بحثهاى گذشته (و آينده) ديگر اجازه نمى دهد كه، يك فرد هگليست يا ماركسيست، به تضاد ديالكتيك به صورت افسونى بنگرد كه براى حل هر مشكل فلسفى و علمى و اجتماعى مى توان آن را به كار گرفت.
اكنون وقت آن رسيده است كه اين «تز» را از نظر تكامل فردى و اجتماعى مورد بررسى قرار دهيم.
اگر هگل به تضاد ديالكتيك، از نقطه نظر يك اصل فلسفى مى نگريست، ماركسيسم مى خواهد از آن نتايج اجتماعى بگيرد. بلكه اين مكتب هدفى جز تفسير مسايل اجتماعى نداشته و فلسفه آن جز ابزارى كه در استخدام يك رشته انديشه هاى اجتماعى قرار دارد، چيزى نيست.
در اين فصل بهروشنى ثابت خواهيم كرد، كه مثلث هگل در تبيين