فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٤ - فصل هشتم تفاوت آرى، تبعيض نه
علت آن را برنامه هاى غلط اقتصادى واجتماعى خود جامعه انسانى دانسته و آن را با جمله (بِما كَسَبَتْ أَيدى النّاس) بيان مى كند.
علل پيدايش اين پديده سياه در اين مختصر نمى گنجد، براستى اجمالاً بايد گفت كه امورى از قبيل احتكار، ربا، گران فروشى، تقلب، رقابتهاى غلط، اعطاى اعتبارهاى حساب نشده، بيكارى، تنبلى، و بالاتر از همه برنامه ريزيهاى غلط اقتصادى است كه در نتيجه آنها ثروت به طور عادلانه در اجتماع تقسيم نمى شود بلكه پيوسته فقط در ميان طبقه وگروهى خاص دست به دست مى شود، و اين در حالى است كه اسلام با يك رشته برنامه هاى انقلابى اقتصادى، از تداول ثروت ميان ثروتمندان بشدت جلوگيرى كرده است چنانچه مى فرمايد:
(...كَىْ لا يَكُونَ دَولَةً بَيْنَ الأَغْنياء...).[١]
«چنين كرديم تا ثروت ميان ثروتمندان دست به دست نگردد».
شايد در تبيين علت فقر، بيانى روشنتر از اين دوجمله كوتاه يافت نشود كه امير مؤمنان (عليه السلام)آن را ياد آور شده است:
«ما رأيتُ نعمةً موفورةً إلاّ وفى جانبِها حقّ مضيَّع».[٢]
«ثروتى بر روى هم انباشته نديدم مگر اينكه دركنار آن حقى ضايع شده وجود داشت».
«فما جاع فقير إلاّ بِما مُتِّع به غنى».[٣]
«فقيرى گرسنه نگشت مگر آنكه توانگرى بر آن كامياب گرديد».
[١] حشر/٧. [٢] صوت العدالة الإنسانية، ج١، ص ٤٠. [٣] نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٣٢٨.