فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٦ - آيا متافيزيسينها معتقد به تصادفند؟
بر آن است كه هيچ پديده اى در طبيعت، چنانچه به طور منفرد و بدون پيوند با پديده ها و پيرامونش در نظر گرفته شود، مفهوم نخواهد داشت، زيرا كه هر پديده اى در عرصه طبيعت اگر بريده از پيوندهاى آن با شرايط محيط خويش در نظر گرفته شود، بى معنى خواهد گشت و بر عكس اگر پديده اى در پيوندهاى ناگسستنى خود با پديده هاى پيرامونش در نظر گرفته شود، مفهوم و قابل توضيح خواهد گشت.[١]
حال بايد ديد مقصود از «تصادف» چيست:
لفظ تصادف در موارد مختلفى به كار مى رود كه برخى از آنها باطل، و برخى ديگر صحيح است. ذيلاً به آن موارد اشاره مى كنيم:
الف: تصادف: معلول بدون علت. تصادف به اين معنى، مورد انكار تمام مكتبها است و هرگز نمى توان آن را به مكتبى نسبت داد.
ب: تصادف: معلول از علت مشخصى به وجود آيد، بى آنكه ميان اين پديده و نوع آن علت ملازمه اى وجود داشته باشد، هر چند ميان خصوص اين علت و آن معلول تلازم است.
مثلاً هرگاه براى تحصيل آب چاه بكنيم و ناگهان به گنجى دست يابيم، پيدايش چنين گنجى را به تصادف نسبت داده ومى گويند: چاه مى كنديم، تصادفاً به گنج رسيديم.
بى ترديد كشف اين گنج در مورد مزبور با توجه به اينكه نقطه اى را حفر كرديم كه قبلاً در آن گنجى را پنهان كرده بودند، يك امر قطعى و ضرورى است و هرگز نمى توان آن را معلول بدون علت ناميد، زيرا ما نقطه اى را براى حفر چاه
[١] ماترياليسم ديالكتيك، استالين، ص ٨.