فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٥ - بررسى اشيا در حال حركت
قيد (مانند خدا ومجردات) به گستردگى سخن گفته شده است. ولى جان سخن اين جاست كه در محدوده زندگى ما، چنانكه خود ماركسيسم نيز بدان معترف است، يك رشته حقايق وجود دارد كه از قيد زمان و مكان آزاد بوده و نسبيّت به ساحت آن راه ندارد، و اساساً تصور نسبيّت در آنها مايه ابطال علوم قطعى انسانى است.
آرى، در ميان علوم وافكار انسانى، يك رشته قوانين مطلق و تغيير ناپذير يافت مى شود كه در تمام زمانها و مكانها، و احوال واوضاع، صادق است و به هيچ وجه سخنى را كه «هراكليت»، پدر ديالكتيك، درباره پديده ها مى گويد، نمى توان درباره آنها به زبان آورد. او مى گفت: «هرچه را بنگرى به اعتبارى هست، و به اعتبارى نيست» اين سخن البته در مورد پديده هاى طبيعى كه دستخوش زوال و دگرگونيند صحيح است، امّا درباره قوانين كلى حاكم بر جهان، همچون قوانين حاكم بر اعداد (نظير اينكه: حاصل ضرب دو در دو، چهار است) ويا احجام و سطوح هندسى (مانند اهرمها و منشورها و...) و همچنين احكام مربوط به تضاد و تناقض، هرگز جارى و صادق نيست.
دو نقيض، در هيچ زمان و مكانى، قابل جمع و رفع نيستند، چنانكه دو شىء متضاد نيز هيچ گاه قابل جمع نمى باشند. اينها يك رشته قوانين مطلق ومقدس وقطعى است كه از گزند هر نوع نسبيت مصون و محفوظ مى باشد.
بررسى اشيا در حال حركت
ديالكتيسينها پس از قانون حركت، از دو نوع شناخت سخن مى گويند كه اولى را«شناخت متافيزيكى» وديگر را «شناخت ديالكتيكى» مى نامند آنان