فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٢ - چرا تضاد نمى تواند نقش آفرينشگرى داشته باشد؟
است كه محققان اسلامى پيرامون آن داد سخن داده و بخوبى از عهده مطلب برآمده اند. بديهى است كه ظرفيت محدود كتاب، مجال نمى دهد كه آنچه را آنان گفته اند در اينجا بياوريم، لذا با اشاره كوتاهى به اين مطلب كه «حركت عمومى جهان در ابعاد مختلف، نمى تواند بى نياز از محرِّك برتر و بالاتر باشد» از اين بحث مى گذريم و طالبين تفصيل بيشتر را به كتب مربوطه ارجاع مى دهيم.
بر وجود «علت فاعلى» در طبيعت، وبه اصطلاح، محرّك ماده براى كسب كمال و فعليتهاى مختلف، از جهات گوناگونى مى توان استدلال كرد، كه به برخى از آنها ذيلاً اشاره مى كنيم:
١. وجود «نظم هدفدار» در طبيعت و «سنن و قوانين عمومى» در ماده، گواه گويا بر وجود خامه نقاش توانا و هنرمندى است كه ماده فاقد شعور و درك را، با زيور قوانين علمى آراسته و آن را صورتگرى كرده است.
درست است كه دست و خامه نقاش در ترسيم طبيعت ديده نمى شود، ولى اثر خامه او كه خود نظم و محاسبه در آفرينش است، بخوبى آشكار است.
هرگز نمى توان اين نظم را مخلوق تصادف و معلول انفجارهاى پياپى در آغاز جهان دانست، زيرا انفجارى كه عقل بزرگى بر آن نظارت نكند و تحولاتى كه توسط مهندس خلقت هدايت نشود، به يك ميلياردم اين نظام نيز منجر نمى گردد.[١]
[١] براى توضيح برهان نظم و رفع هرگونه ابهام در باب آن به كتاب خداشناسى، صفحات ١٢٦ـ ١٤٣، اثر نگارنده، مراجعه نماييد.