فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣ - كاربردهاى سه گانه ديالكتيك
مكتب پيروى كرده اند.
گروه سوفسطايى يا «سوفيست» برحسب شدت وضعفى كه در انكار واقعيات عينى به خرج مى دهند به گروههاى مختلف و گوناگون تقسيم شده اند كه هر كدام براى خود شيوه وروشى دارد و بيان يكايك روشها و طرز تفكر آنها مايه اطاله سخن است.
شيخ الرئيس در شفا و صدر المتألهين در اسفار[١] اين گروه را به گونه اى محاكمه كرده وسرانجام راه علاج را نيز در اين ديدند كه آنان را عملاً هدايت كنند تا به واقعيتها معترف گردند. مثلاً آنان را بزنند و اگر اعتراض كردند كه چراما را مى زنيد، به آنان گفته شود كه زدن و نزدن در نزد شما يكسان است، زيرا شما هر نوع واقعيت را از وجود ضارب و ضرب منكر هستيد يا در آنها شك داريد! يا به آنها پيشنهاد گردد كه وارد آتش شوند و اگر از ورود به آتش خوددارى كردند، به آنها گفته شود آتشى در كار نيست چرا از ورود به آن خوددارى مى كنيد؟! و از اين طريق آنان را به واقعيتهاى عينى و خارجى، كه هر انسان فطرتاً از آنها آگاه است، معتقد ساخت.
استاد عاليقدر، علامه طباطبايى دامت بركاته نيز درنوشته ارزشمند خود، «اصول فلسفه وروش رئاليسم» درباره اين گروه و طرز تفكر ونحوه هدايت و ارشاد آنها مقاله اى دارند كه علاقمندان مى توانند به آن مراجعه كنند.
بنابراين، يكى از معانى «ايده آليست»، «ذهنى گرا» است اعم از اينكه شخص منكر واقعيتها باشد ويا در واقعيت آنها شك و ترديد ورزد. اكنون كه با معنى دوم ايدئاليست آشنا شويم.
[١] اسفار، ج١، ص ٢٠. فليس علاجُهم إلاّ أنْ يكلَّفوا بدخولِ النارِ إذ النارُ واللا نارُ واحد ويُضرَبُوا فانّ الألم واللا ألم واحد».