فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥ - كاربردهاى سه گانه ديالكتيك
آليستى دارد!
به عبارت ديگر: ماركسيستها مدعيند مكتب ماركس يگانه مكتبى است كه بر اساس ايمان به عينيت و واقعيتهاى خارجى استوار است، و هر مكتب كه با اين روش مخالف باشد، خواه مادى باشد وخواه الهى، در راه تشكيك در عينيتهاى واقعى و تاريخى گام بر مى دارد.
ولى بايد توجه كرد كه مخالفت با مطلق مادّيگرى، چه رسد به ماديگرى ديالكتيكى، هرگز لزوماً به معنى طرفدارى از ايده آليستها و مخالفت با ايمان و اعتقاد به عينيت اشيا نيست.
اينكه ماركسيستها افراد را بر سر دو راهى قرار داده ومى گويند يا بايد از طرز تفكر ديالك تيكى پيروى كرد و يا بايد به صف ايده آليستها پيوست، تزويرى بيش نيست، زيرا اعتقاد به واقعياتِ جدا از ذهن در انحصار ماترياليسم ديالكتيك نبوده و مخالفت با اين مكتب لزوماً به معنى تشكيك در عينيتهاى خارجى نيست. بلكه مى توان ماترياليست ديالك تيك نبود و در عين حال همچون نوع الهيين، به وجود واقعيات خارجى اعتقاد داشت،و ايده آليست هم نبود.
ايمان به حقايق وحقيقت عينى جامعه و پديده هاى تاريخى و هر پديده اى كه در حال حاضر وجود دارد ويا در گذشته وجود داشته است، چيزى نيست كه فقط ماركسيستها به آن مؤمن بوده و ديگران منكر آن باشند، بلكه تمام گروههاى فلسفى، جز يك فرقه به نام «سوفيست»، به اين عينيت اشياى خارجى معتقد بوده و هستند. چيزى كه هست ماترياليستها وجود و هستى را، با ماده و انرژى مساوى مى دانند. ولى پيروان مكتب الهى، وجود و هستى را اعم از ماده و انرژى مى انگارند. اينك به دو نمونه از مخالفت برخى از مكاتب