فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٣ - فصل هشتم تفاوت آرى، تبعيض نه
اعمال خود انسان ها است، ولى از كجا معلوم كه فقر از مصاديق فساد باشد؟ ولى پاسخ اين سخن روشن است، زيرا:
چه فسادى بالاتر از فقر كه امير مؤمنان (عليه السلام) مى فرمايد:
«الفقر الموت الأكبر».[١]
«فقر مرگ بزرگتر است».
علت اينكه حضرت فقر را مرگ بزرگتر مى داند اين است كه رنج مرگ تدريجى، بمراتب بالاتر از مرگ دفعى است كه لحظاتى بيش نيست، از اين لحاظ امام آن را مرگ بزرگتر مى خواند.
راستى چه فسادى بالاتر از فقر، كه پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) آن را مايه كفر و انحراف فكرى و عملى دانسته است، آنجا كه مى فرمايد:
«كادَ الفَقرُ أن يكون كفراً».
«سرانجام فقر كفر است».
آرى، چه فسادى بالاتر از فقر، كه امير مؤمنان درباره آن به فرزند خود محمد حنفيه چنين مى گويد:از آن به خدا پناه ببرد، آنجا كه مى فرمايد:
«يا بُنّى انّى أخاف عليك الفقر إنّ الفقر مَنْقصة للدّين، مَدْهَشَةٌ للعقل، داعية للمقت».[٢]
«فرزندم! از فقر بر تو مى ترسم زيرا فقر مايه كاهش دين، سبب اضطراب و وحشت، ووسيله رسوخ عداوت در اجتماع است».
بنابراين با توجه به اينكه فقر از روشنترين مصاديق فساد است، قرآن
[١] نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ١٦٣. [٢] نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٣١٩.