فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩ - فصل چهارم كاربردهاى سه گانه متافيزيك
مطلق وجود بحث مى شد، ولى به مرور زمان اين لفظ معنى ديگرى پيدا كرد، وتنها در باب موجودات ماوراى طبيعت مانند خدا وروح و فرشتگان به كار رفت و «متافيزيسين» نيز به آن گروه از فلاسفه اطلاق شد كه به اين امور معتقد باشند. خلاصه آنكه، بر اثر تسامح و اشتباه مترجمان، متافيزيك، كه به معنى «مابعد الطبيعه»بود، به معنى «ماوراء الطبيعه» و علم مجردات تفسير شد و عنوان «متافيزيسين» در مورد فيلسوفان الهى به كار رفت كه به عالم مجردات معتقدند.
گذشته از اين، بايد توجه نمود كه، به كار بردن لفظ «وراء طبيعت» در موجودات مجرد از ماده خالى از مسامحه نيست، زيرا انسان در نخستين وهله كه اين لفظ را مى شنود، تصور مى كند كه ميان موجودات مجرد از ماده و جهان طبيعت، ديوار ضخيمى قرار دارد كه ميان اين دو جهان فاصله اى به وجود آورده است، تو گويى يك قسمت از موجودات در دل طبيعت، وقسمت ديگر در پشت آن قرار گرفته اند! در صورتى كه مقام خدا نسبت به طبيعت، ويا روح نسبت به بدن، چنين نيست، زيرا خدا، هر چند عين طبيعت نيست، امّا خارج از آن هم نيست وبا آن همراه است و همه جهان قائم به او مى باشد، و همچنين است روح نسبت به بدن يا فرشته نسبت به جهان طبيعت، و هيچ كدام از آنها در پشت طبيعت و جهان ماده قرار ندارند بلكه با آن همراه مى باشند.
٣. معنى سوم «متافيزيك»
لفظ «متافيزيك» به مرور زمان، تطور ديگرى پيدا كرد و در مقابل طرز تفكرى به نام تفكر و مكتب «ديالك تيكى» قرار گرفت و به گروهى گفته شد كه جهان را در حال سكون مطالعه مى كنند و به تحول وحركت ذاتى اعتقاد ندارند و