فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٢ - ٢ تضاد آفرينش موجودات از عناصر مختلف
مولوى به اين نوع از تضاد در گفتار خود اشاره كرده و مى گويد:
جنگ فعلى، جنگ طبعى، جنگ قول *** در ميان جزءها حربى است هول
اين جهان زين جنگ قائم مى شود *** در عناصر در نگر تا حلّ شود
چار عنصر، چار استون قوى است *** كه بر ايشان سقف دنيا مستوى است
پس بناى خلق بر اضداد بود *** لا جرم جنگى شدند از ضرّ وسود [١]
وى حتى گام فراتر نهاده و در امور معنوى نيز اصل تضاد را جارى شمرده است. به گفته او: اين جهان تركيبى از عسرها و يسرها، سختيها و آسانيها، و قهرها و لطفها است:
تا كه از عسرى نبينى خوفها *** كى ز يسرى باز يابى لطفها
تا دو پر باشى كه مرغ يك پره *** عاجز آيد از پريدن يكسره [٢]
نيز:
قهر و لطفى جفت شد با يكديگر *** زاد از اين هر دو، جهان خير و شر
گر غذاى نفس جويد ابتر است *** گر غذاى روح خواهد سرور است [٣]
بارى، مقصود از جمع ضدين در اين قسم، همان تكاپوى اضداد براى ايجاد حقايق است وشكى نيست، برخى از اجسام، حاصل تكاپوى عناصر
[١] مثنوى، دفتر ششم، ص ٥٣٢. [٢] مثنوى، دفتر دوم، ص ٤٤. [٣] مثنوى، دفتر دوم، ص ١٧١.