فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٠ - ٢ تضاد آفرينش موجودات از عناصر مختلف
مقصود از اين جمله اين نيست كه امور متضاد، با تمام خصوصيات خود و با حفظ كليه شؤون خويش، در ذات پديده اى، حضور پيدا مى كنند تا مسئله اجتماع ضدين پيش آيد، بلكه منظور اين است كه اضداد در نخستين برخورد با هم جنگيده، و در اثر فعل و انفعال در يكديگر تأثير مى گذارند وسرانجام شخصيت اوليه هر كدام شكسته مى شود، و مزاج متوسط وتركيب جديدى پيدا مى شود. همچون بسيارى از محلولهاى شيميايى كه از تفاعل اجزا، تركيب جديد به دست مى آيد.
امير مؤمنان على (عليه السلام) در خطبه اى درباره آفرينش انسان مى فرمايد:
خلقت و طينت انسان را به رنگهاى گوناگون معجون ساخت و در وجود او اشيايى همساز با يكديگر و چيزهاى ضد و دشمن همديگر، و آميزه هايى ناهمساز، از قبيل گرمى و سردى و رطوبت وخشكى، قرار دارد.[١]
نيز مى فرمايد:
ميان طبيعتهاى دشمن و متضاد، الفت افكنده و بيگانه ها را به هم پيوند داده، دورها را با يكديگر نزديك ساخته، و نزديكها را از هم دور كرده است.[٢]
حكيم صدر المتألهين، فيلسوف مشهور مسلمان مى گويد:
«لولا التضاد لما صح، الكون والفساد».[٣]
«اگر تضاد عناصر نبود، در جهان فعل و انفعالى وجود نداشت» .
[١] معجوناً بطينة الألوان المختلفة والأشياء المؤتلفة والأضداد المتعادية، والأخلاط المتباينة من الحرّ والبرد والبلّة والجمود.(نهج البلاغه، خطبه ١). [٢] مؤلِّف بين متعادياتها، ومقارن بين متبايناتها، مقرِّب بين متباعداتها، مفرِّق بين متدانياتها(نهج البلاغه، خطبه ١٨٥). [٣] اسفار، ج٧، ص ٧٧.