فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٧٣ - تناسخ
آمادگى دميده شدن روح در او هست، تعلق بگيرد، تناسخ براى خود انواعى دارد كه در جاى خود، آمده است.[١]
گاهى به اسماعيليه نسبت داده مى شود كه به تناسخ عقيده دارند. ولى اين نسبت، درست نيست.
داعى كرمانى مى گويد: كسانى هستند كه اعتقاد به جزا و كيفر دارند، و آن را در اين دنيا مى دانند، مانند محمد بن زكريا و غُلاة و پيروان تناسخ، اينان اعتقاد دارند كه اين ارواح پيش از خود اين اشخاص، وجود داشته اند، آنها همچنين اعتقاد دارند كه اين ارواح، جوهرهايى هستند كه ميان بدنهاى مختلف در گردشند، تا اينكه به صفاى كامل برسند و به جهان ارواح باز گردند.
ما در كتابهاى خود، مانند «رياض» و «ميزان العقول» نادرست بودن سخن آنها را آورده ايم. و كتاب «مقاييس» را به ويژه در ردّ غُلاة و مانند آنها نگاشته ايم.[٢]
مصطفى غالب، يكى از نويسندگان اسماعيليه آورده است:
بيشتر كسانى كه در گذشته و حال درباره عقايد اسماعيليه چيزى نوشته اند، آنها را پيرو تناسخ شمرده اند. يعنى اين كه عقيده دارند، روح پس از مرگ به بدن انسان ديگرى يا حيوان يا گياه ديگرى منتقل مى شود، چنانكه بوداييان و نصيريان مى گويند، ولى ما پس از مطالعه دقيق كتابهاى پنهان و آشكار اسماعيليه به اين نتيجه رسيده ايم كه آنان اصلا اعتقادى به تناسخ ندارند، بلكه معتقدند، پس از مرگ، عنصر خاكى انسان، يعنى بدن او با دگرگونى به همانندهاى خود تبديل
[١] . سبزوارى، ملاهادى، شرح منظومه، ص ٣١٢.
[٢] . حميدالدين كرمانى، احمدبن عبدالله، راحة العقل، ص ٣٦٤.