فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٨ - امام ششـم ـ عبيدالله مهدى (٢٦٠-٣٢٢)
مغرب و مصر و شام و دياربكر و حتى حرمين و يمن را در اختيار گرفتند و حتى در بغداد، ٤٠ خطبه به نام آنان خوانده شد و نيروهاى عباسى نتوانستند جلوگيرى كنند.
براى به قدرت رسيدن عبيدالله مهدى، چنانكه پيش از اين اشاره شد، داعيانى، از قبل، زمينه سازى كردند و قبايل مختلف بربر، از همه مهمتر «كتامه» را براى اين كار آماده كردند. مهمترين اين مبلغان ابوعبدالله بود، او گروهى را به سلميه كه عبيدالله مهدى مقيم آنجا بود اعزام كرد و بشارت داد كه «كتامه» براى بيعت با او آماده است وقتى اين گزارشها به سلميه رسيد، زمانى بود كه خليفه عباسى مكتفى در پى يافتن عبيدالله مهدى بود. وى نيز فرصت را غنيمت شمرد و به همراه فرزندش ابوالقاسم نزار از سلميه بيرون رفت و به طرابلس آمد فرمانروايان همچنين در جستوجوى او بودند او از آنجا به قسطيليه و از آنجا به سجلماسه آمد. در آنجا نيز او را دستگير كردند ولى در ماه رمضان ابوعبيدالله داعى مذكور با سپاهيان بسيار به سجلماسه آمدند و با فرمانرواى آنجا، يك شبانه روز به نبرد پرداختند و پس از آن با فرار فرمانروا، عبيدالله مهدى و فرزندش را آزاد كردند و به فسطاط آوردند. در آنجا چهل روز ماندند و سپس به افريقيه (تونس) آمدند و در ربيع الآخر سال ٢٧٩ در «رقاده» اقامت گزيدند و سپس استانداران خود را از قبيله كتامه براى مناطق مختلف تونس، منصوب كردند.[١]
در اواخر عمر ابوعبدالله، ظاهراً اختلافى ميان او و يكى از مشايخ و بزرگان قبايل در گرفت و عبيدالله او را كشت.[٢] ولى اسماعيليه اين نظريه را نمى پذيرند و
[١] . مقريزى، الخطط، ج١، ص٣٥٠; ابن خلكان، وفيات الاعيان، ج٢، ص١٩٢ .
[٢] . ابن اثير جزرى; كامل فى التاريخ، ج ٨، ص ٥٠-٥٣ .