فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦٧ - كشمكش هاشم و اميّه
عثمان كشته شد و خيزش عمومى به سود اميرمؤمنان(عليه السلام) پديد آمد و همگان به خانه او ريختند كه با او بيعت كنند تا او آب رفته را به جوى باز گرداند، امام در آغاز كار از پذيرفتن بيعت، خوددارى كرد، زيرا مى دانست كه امّت اسلامى بر اثر تربيت هاى ناصحيح تاب تحمّل عدل على(عليه السلام) را ندارند.
سرانجام، امام به خاطر اين كه عذرى براى نپذيرفتن مسئوليت نداشت، زمام خلافت را با قدرت، در دست گرفت و همه سرزمين اسلامى، اطاعت او را پذيرفتند به جز شام كه معاويه بر عناد خود افزود، و در برابر امام مقاومت كرد و طلحه و زبير را فريب داد كه با امام درگير شوند، و او با آنها به عنوان خليفه بيعت كرد. و آن دو نفر فريب معاويه را خوردند، سرانجام به مقابله پرداختند و در نتيجه، جنگ هاى سه گانه جمل و صفين و نهروان پديد آمد. تنها در جنگ جمل چهارده هزار از طرفين كشته شدند و در جنگ صفين هفتاد هزار عراقى و شامى به كام مرگ فرو رفتند. جنگ ميان اميرمؤمنان(عليه السلام) و خوارج نهروان پيش آمد و همه اينها نتيجه عناد و مخالفت ميوه شجره اموى بود.
امام على(عليه السلام) پس از پنج سال خلافت، در مسجد، شربت شهادت نوشيد و معاويه ميدان را براى خود خالى ديد. پس از درگذشت امام على(عليه السلام) بزرگان مهاجر و انصار كه با على(عليه السلام) بودند، با حسن بن على(عليهما السلام)بيعت كردند. معاويه با اين بيعت نيز مخالفت كرد. نه تنها بيعت نكرد بلكه با او به نبرد برخاست، پس از كشمكش هاى فراوان حسن بن على(عليهما السلام) مصلحت ديد كه از خلافت تحت شرايطى كنار برود و مهم ترين شرط اين بود كه معاويه پس از مرگ خود، زمام خلافت را به دست ديگرى نسپارد.[١] ولى او نيز به اين شرط، عمل نكرد.
[١] . ابن صباغ مالكى، الفصول المهمّه، ص ١٦٣.