فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨١ - ١ مناظره او با هشام بن عبدالملك بن مروان
بر فرق كافران كوبيدند و بينى قريش را به خاك ماليدند تا ناخواسته در برابر اسلام تسليم شدند.
آيا بر فرزندان عبدالمطلب فخر مى فروشى در حالى كه آنان كه رهبران قبيله مُضَر بودند و اگر بگويى رهبران همه فرزندان معد بوده اند نيز راست گفته اى[١]، عبدالمطلب همان كسى كه هرگاه سوار مى شد، ديگران به احترام او پياده راه مى رفتند، و اگر كفش مى پوشيد، ديگران پابرهنه مى شدند، و اگر سخن مى گفت ديگران ساكت مى شدند، او حتى به جانوران درنده بر فراز كوه ها و درندگان دشت و بيابان غذا مى داد.
او كسى است كه زمزم را حفر كرد و ميهمانان خدا را آب داد.
آيا بر فرزندان عبدالمطلب فخر مى فروشى كه شريف ترين مردان جهان بودند و يكى از آنان پيامبر خدا است كه براق، او را در شب معراج حمل كرد، بهشت را سمت راست او، دوزخ را در سمت چپ او قرار داد. آن كس كه از او پيروى كند، وارد بهشت مى شود و آن كس كه از او عقب بماند، وارد آتش مى گردد.
آيا بر اميرمؤمنان و سرور اوصيا على بن ابى طالب(عليه السلام)، برادر رسول خدا و پسر عموى او فخر مى فروشى كه اندوه را از چهره رسول خدا مى زدود؟ او نخستين كسى بود كه به پيامبر ايمان آورد و با هيچ قهرمانى در ميدان نبرد، روبرو نشد مگر آن كه او را كشت و پيامبر در حق او سخنى گفت كه در حق احدى از
[١] . مضر جد نزديك تر پيامبر و معد جد بالاتر اوست، و اين اشاره به گستردگى قبايلى دارد كه به رهبرى عبدالمطلب گردن نهاده بودند كه هر چه بالاتر برود تعداد آنان بيشتر مى شود، و مقصود آن است كه همگى رهبرى عبدالمطلب را پذيرفته بودند.