فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٦٤ - ٧ وصيّت پس از پيامبر
و با محبّت تر به آن دو بدهد. * و امّا آن ديوار، از آنِ دو نوجوان يتيم در آن شهر بود; و زيرِ آن، گنجى متعلّق به آن دو وجود داشت; و پدرشان مرد صالحى بود; و پروردگار تو مى خواست آنها به حدّ بلوغ برسند و گنجشان را استخراج كنند; اين رحمتى از پروردگارت بود و من آن (كارها) را خودسرانه انجام ندادم; اين بود راز كارهايى كه نتوانستى در برابر آنها شكيبايى به خرج دهى».
اين مرد خداشناس چنان گمنام بود كه حتى موسى نيز او را نمى شناخت ولى در عين حال وى پيوسته در راه مصالح مردم و خدمت به افراد بى گناه و شايسته و دفاع از منافع آنها تلاش مى كند. علماى بزرگ ما درباره غيبت امام دوازدهم كتابهايى نوشته اند و علتهاى غيبت و مصالح و فوايد آن را ذكر كرده اند. علاقه مندان مى توانند به آنها مراجعه نمايند.[١]
٧ . وصيّت پس از پيامبر
وى مى نويسد كه وصايت على بن ابى طالب(عليه السلام) از سه راه ثابت مى شود:
١ـ سخن پيامبر كه فرمود: شايسته نيست مسلمان بميرد، مگر آن كه وصيتش زير سرش باشد.
٢ـ اجماع امت براين كه پيامبر، در جنگ تبوك، على را جانشين خود در مدينه ساخت و در اين كار از موسى پيروى كرد كه به هنگام رفتن به كوه طور هارون را جانشين خود در ميان بنى اسرائيل معرفى كرد.
٣ـ حديث دار و انذار كه به هنگام نزول آيه «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ»[٢]،
[١] . صدوق، كمال الدين; طوسى، الغيبة و صافى لطف الله، منتخب الأثر.
[٢] . شعراء: ٢١٤ .