فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٦٢ - ٦ امام، از زمين دور نمىشود
١ـ از طرف خدا باشد.
٢ـ از طرف خودش باشد.
٣ـ از طرف مردم و ترس دشمنانش باشد.
غيبت از طرف خدا كه ممكن نيست، زيرا شايسته خداوند حكيم و عادل نيست كه لطف خود را از مردم بازگيرد.
و از طرف خود او هم نيست زيرا او معصوم است، و واجب بودن امامت او به معنى لزوم بودن او در ميان جامعه است.
و اگر از ترس مردم باشد، اين نيز ممكن نيست زيرا اين به معناى شك در دين خداست چون خدا او را نصب كرده و به او آموخته است كه بيرون رفتن او از ميان مردم جز با وجود شخصى كه وارث او باشد، درست نيست، پس دليلى ندارد كه از مردم بترسد.
... پس امام، داور ميان مردم است و حكومت از طرف خدا به او داده شده و جانشين خدا در زمين و وارث زمين است كه با اجازه خدا در آن فرمان مى راند، پس به هيچ وجه نمى تواند از ميان برداشته شود.[١]
توضيح: نويسنده غيبت را درست تعريف نكرده است، زيرا مقصود از «غيبت» آن نيست كه امام از جهان هستى بيرون برود، بلكه مقصود آن است كه از چشم مردم پنهان شود، و او آنها را بشناسد ولى آنها او را نشناسند، نه اينكه از اين جهان بيرون برود و در جهان ديگر زندگى كند. و اين نشان مى دهد كه داعى بزرگ اسماعيلى اصلا به كتابهاى اماميه مراجعه نكرده است.
[١] . ابن وليد، على بن محمد، تاج العقائد و معدن الفوائد ، ص ٦٩-٧٠.