فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٨ - ٥ـ تقدّس بخشيدن به امامان و داعيان خود
بايد بسيار دقيق و سازمان يافته و پنهانى عمل كنند. از اين جهت سازمان تبليغ اسماعيلى، نيز جزئى از مذهب شد و رنگ و بوى آن را يافت.
مصطفى غالب، مورخ اسماعيلى در اين مورد مى گويد:
«در واقع، هيچ دولتى و فرقه اى مانند اسماعيليه به كار تبليغ و سازماندهى آن نپرداخته، آنان تبليغ را در روزگار مبارزه به صورت پنهانى، و نيز در دوران فعاليت آشكار خويش به عنوان ابزار اصلى، برگزيدند.
برنامه ريزى آنان براى تبليغ در جهان بى سابقه و روشهاى آنان بر پايه هاى محكمى استوار بود كه از عقيده آنان سرچشمه مى گرفت. آنان در سازماندهى با نبودن وسايل امروزى، توانستند با سرعت خاصى، بر دورترين نقاط جهان اسلام، تسلّط يابند و مذهب خود را انتشار دهند. و در آن زمان براى فرستادن پيامها، و بازپس گيرى پاسخها از كبوتران نامه رسان، بهره مى گرفتند».[١]
٥ـ تقدّس بخشيدن به امامان و داعيان خود
آنان براى استحكام پايه هاى دعوت خود، ناچار شدند كه به امامان و داعيان خود، قداست خاصى ببخشند به گونه اى كه مخالفت با آنها نوعى ارتداد به شمار آيد، و در حقيقت قداست و اثبات فضايل فوق العاده براى داعيان و امامان جزو دين شمرده شد تا در سايه آن، دعوت اسماعيلى بدون مقاومت، پيش برود.
از اين جهت، امامت در نظر آنان، از مركزيت و مقام رفيعى برخوردار است و براى آن، مقام خاصى، قائلند و معتقدند از همان دوران حضرت آدم، پس از هر رسولِ ناطق، هفت امام آمده است و رفته است، به شرح زير:
[١] . همان، ص ٣٧ .