فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٦ - ٣ـ آميختن مذهب به مسائل فلسفى
كنند، در قلوب مردم جاى عظيمى خواهند داشت.
٢ـ تأويل ظواهر
تأويل ظواهر قرآن و روايات و تفسير آنها به امور باطنى، ويژگى خاص مذهب اسماعيليه است. جدا شدن آنان از ديگر شيعيان كه معتقد به امامت موسى كاظم(عليه السلام) پس از امام صادق(عليه السلام) بودند، چندان جاذبه نداشت، مگر اين كه دست به تأويل ظواهر بزنند تا حدّى به مذهب، رنگ و بوى تازه اى بدهند. البته اسماعيليه، نخستين گروهى نبودند كه ظواهر قرآن و روايات را به معانى باطنى تأويل كردند، بلكه در ميان اصحاب امام صادق(عليه السلام) نيز اين گروه فعاليت مى كردند، مانند ابوالخطاب و مغيرة بن سعيد و ديگران.
تأويل ظواهر و تفسير آيات قرآن به يك رشته معانى، آن هم بدون دليل، سبب شد كه مذهب اسماعيلى، با رويدادهاى جهان، نوعى هماهنگى داشته باشد. و هر نوع تضاد ميان مذهب و رويدادها از بين برود. مسلّماً مذهبى كه بر پايه تأويل، استوار باشد، اصالت خود را از دست مى دهد و در هر زمان، رنگ و بوى جديدى به خود، مى گيرد.
٣ـ آميختن مذهب به مسائل فلسفى
در عصر عباسيان خصوصاً در عصر منصور و هارون، ضديّت با مسائل فلسفى به اوج خود رسيد. آنان، خِرَد را از مسائل دينى به دور نگه مى داشتند، و كسانى را كه به تعقل و تدبر دعوت مى كردند، طرد مى نمودند و جمود بر ظواهر آن هم بدون تدبّر ويژگى، مذهب اهل حديث بود.