فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٣ - حكومت اسلامى از ديدگاه زيديه فصل بيستودوّم
گشوده اند، فصل تنصيصى كه همان سه امام اوّل را شامل مى شود و فصل غير تنصيصى كه در آن، فاطمى بودن را شرط كرده اند، در حالى كه اماميه در همه جا تنصيص را شرط مى دانند، و لذا فاطمى بودن، ركن نيست، هر چند در غير على(عليه السلام)، همگان فاطمى هستند.
اصل دوم و سوم، سبب مى شود كه گروهى از فاطمى ها براى اشغال اين منصب قيام كنند، و طبعاً به نزاع و تشاجر خواهد كشيد، بنابراين، بهتر است اساس امامت را بر دو اساس استوار سازيم:
١. تنصيص از مقام برتر
٢. در زمان غيبت، مشاركت مردم در پى ريزى حكومت، تا از اين طريق هر نوع مشاجره و نزاع از بين برود.
امام يحيى بن حسين مى گويد: هرگاه دو فاطمى قيام كنند، دانش و پرهيزگارى و پيراستگى مايه برترى يكى از آنها مى شود، اين نوع ترجيح، در يك محيط كوچك مانند مسجد كارساز است، نه در محيط بزرگ و لذا اخيراً برخى از علماى زيدى براى رفع اين مشكل به دو صورت طرحى را ارائه كرده اند:
١. عالمان و رهبران و روشنفكران جمع شوند و درباره فرد مدّعى امامت، مطالعه كنند اگر او را واجد صلاحيت ديدند، با او بيعت كنند و در غير اين صورت، به ديگرى رأى دهند.
٢. رجال حلّ و عقد، فردى را براى امامت كانديدا كنند تا مردم با او بيعت كنند.