فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٨ - انقلاب زيد دنباله انقلاب حسين بن على(عليهما السلام)فصل چهاردهم
آنان به حق قضاوت كند و خدا بهترين داوران است.[١]
زيد مى گويد: و أنّ الله يصلح بين أمّة محمّد(صلى الله عليه وآله).
امام حسين(عليه السلام) مى فرمايد: إنّما خرجت لطلب الاصلاح فى أُمّة جدّى.
بين هر دو جمله يك نوع توافق و هماهنگى وجود دارد.
زيد انقلابى در كوفه، مدّت مديدى به سر برد و يارانش با او بيعت كردند و محتواى بيعت چنين بود:
«من شما را به كتاب خدا، و سنت پيامبر(صلى الله عليه وآله) و نبرد با ستمگران،و پس گرفتن حق مستضعفان و يارى محرومان، و تقسيم درآمدهاى عمومى بين همگان و باز گرداندن اموال مردم به صاحبانش و باز گرداندن قوايى كه در سرزمين دشمن هستند و كمك به خاندان رسالت در برابر كسانى كه به آنان ستم كرده اند و حقوق ما را غصب كرده اند، دعوت مى كنم». آن گاه كه گفتند: بلى، دست در دست آنان مى گذاشت و مى گفت: «بر شما باد كه پيمان و ميثاق خدا و عهد رسول خدا را محترم بشماريد كه به بيعتى كه با من كرديد، وفادار باشيد و با دشمن من بجنگيد و مرا در پنهانى و آشكار، كمك كنيد.» آن گاه كه مخاطب مى گفت: بلى، دست در دست او مى كشيد و مى گفت: اللهم اشهد.[٢]
شما اگر اين سخن را با سخنى كه حسين بن على(عليهما السلام) به هنگام روبرو شدن با «حرّ بن يزيد رياحى» فرمود مقايسه كنيد خواهيد ديد، روح هر دو خطبه يكى است، هر چند در الفاظ با هم اختلاف دارند.
[١] . مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج٤٤، ص ٣٢٩.
[٢] . طبرى، تاريخ الطبرى، ج٥، ص ٤٩٢; ابن اثير جزرى، كامل فى التاريخ، ج٥، ص ٢٣٣، با اندكى اختلاف.