فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٦ - انقلاب زيد دنباله انقلاب حسين بن على(عليهما السلام)فصل چهاردهم
دست به انقلابى نمى زد كه در آن، جان خود و يارانش را فدا سازد، مگر اين كه در آن، يك مصلحت عمومى باشد، مصلحتى كه مورد رضاى خدا و رسول(صلى الله عليه وآله)او و امام زمان او باشد.
آنچه مى تواند اين حقيقت را روشن سازد، مطالبى است كه در اين مورد، يادآور مى شويم:
١. سخنان پيامبر(صلى الله عليه وآله) و عترت او درباره زيد
٢. سخنان او در آغاز نهضت
اينك هر دو را بررسى مى كنيم:
رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) كشته شدن وى همراه با ياران را پيش بينى كرده و فرموده است: آنان بدون حساب وارد بهشت مى شوند و در روايت ديگر، او را مظلوم اهل بيت(عليهم السلام) دانسته و فرمود او هم نام محبوب خانواده ما (زيد بن حارثه) است.
همچنان كه اميرمؤمنان وقتى در محلّه «كناسه» كوفه بود گريست و اشك ريخت و يارانش را گرياند به خاطر اين كه فرزندى از فرزندان او در اينجا به دار آويخته مى شود.
امام باقر(عليه السلام) برادر بزرگتر او مى فرمود: او سرور خاندان و كسى است كه انتقام خون آنان را مى گيرد، اين كلمات، حاكى از آن است كه وى با يك انگيزه دينى قيام كرده كه شايسته اين همه تكريم گشته است.[١]
اين كلمات و نظائر آنها[٢] كه در مصادر ياد شده در پاورقى فراوان ديده
[١] . صدوق، عيون اخبارالرضا(عليه السلام)، باب ٢٥، ص ٢٥٠ و ٢٥١.
[٢] . ابن ادريس، السرائر، ج٣، بخش مستطرفات، ص ٦٣٨، روايت ابى القاسم ابن قولويه; ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ص ٩٨، ابن طاوس، الملاحم، باب٣١.