فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٤ - ٥ انقلاب عبدالرحمن بن محمد بن اشعث
سرانجام خطرناك آن را گوشزد كرد. همگان با عبدالرحمن هماهنگ شدند و تصميم گرفتند كه از همانجا به عراق برگردند و حجاج را از مقام خود بركنار كنند. سپاه با يك خيزش پس از طى فرسنگ ها وارد بصره شد، و عجيب اين كه مردم بصره از پير و جوان، براى خلع حجاج و عبدالملك خليفه اموى، كه حجاج عامل او بود، با عبدالرحمن بيعت نمودند و در سال ٨١ نبردى ميان شاميان به رهبرى حجاج و عراقيان به رهبرى عبدالرحمن درگرفت، و كشتار عظيمى در «ديرالجماجم» در هفت فرسنگى كوفه به راه افتاد. و سرانجام، جنگ به نفع شاميان پايان يافت و عبدالرحمن و سران سپاه او نيز كشته شدند. شگفت اينجاست كه در اين نهضت، كميل بن زياد نخعى، حتى سعيد بن جبير تابعى و حسن بن حسن(حسن مثنى) شركت داشتند، در حالى كه بين اين صالحان كه از ياران خالص اميرمؤمنان بودند با عبدالرحمن تفاوت و فاصله زيادى بود ولى همه آنها با وجود تفاوت هاى مكتبى در برانداختن شجره خبيثه و نظام اموى مشترك بودند و نبايد اين نوع مشاركت را گواه بر وحدت عقيده و مكتب
آنان دانست. و سرانجام سعيد بن جبير و كميل بن زياد نخعى به وسيله حجاج به وضع فجيعى كشته شدند امّا سرسوزنى از مكتب علوى، عدول نكردند. آنچه مهم است اين كه خطابه هاى عبدالرحمن و ياران او همگى برگرفته از خطبه هاى على(عليه السلام) و سخنان سالار شهيدان امام حسين(عليه السلام) بود. سرانجام انقلاب حسينى كه در سال ٦١ رخ داد. با سه انقلاب، انقلاب توّابان، انقلاب مختار و انقلاب عبدالرحمن تداوم يافت، ولى در عين حال، انقلاب عبدالرحمن در سال ٨١ رخ داد و چهل سال بعد، انقلاب عظيم ترى، اين سه انقلاب را دنبال كرد و اين حاكى از آن بود كه شعله هاى انقلاب، هنوز در دلها خاموش نشده است.