فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٧٩ - ١ خيزش همگانى مردم مدينه(قيام حَرِّه)
به نوازندگى مى پردازد و با سگها بازى مى كند و... بعد گفتند: مردم شاهد باشيد، ما او را از مقام خلافت عزل كرديم.
عبدالله بن حنظله رئيس هيأت گفت: من از طرف كسى مى آيم كه اگر يار و ياورى جز فرزندانم نداشته باشم با او مى جنگم. او مرا احترام كرد و جوايز خوبى به من داد ولى من آن را پذيرفتم كه با جايزه او با او بجنگم و من او را از خلافت عزل كردم، آن گاه همه مردم با او هم آهنگ شده و يزيد را از خلافت عزل كردند.[١]
در آغاز سال ٦٢هجرى، مردم مدينه استاندار جديد را از مدينه بيرون كردند و به محاصره امويان ساكن شهر مدينه پرداختند. در اين هنگام، آنان به يزيد نامه نوشتند و استغاثه كردند. يزيد از عمر بن سعيد درخواست كرد كه به سوى مدينه برود و آنها را آزاد سازد، ولى او نپذيرفت. آن گاه به عبيدالله بن زياد نامه نوشت كه به مدينه برود و آنان را آزاد سازد سپس به محاصره عبدالله بن زبير در مكه بپردازد. عبيدالله در پاسخ گفت: من دو گناه بزرگ را يكجا انجام نمى دهم، از يك طرف فرزند پيامبر را بكشم و از طرفى بروم كعبه را محاصره كنم. سرانجام يزيد «مسلم بن عقبه مرّى» را به سركوبى مردم مدينه برگزيد. او با لشكرى مجهّز و با بخشش فراوان به افراد تحت فرمان خود، كه شمار آنان به دوازده هزار مى رسيد، به سوى مدينه حركت كرد، آن گاه كه به حدود مدينه رسيد از ناحيه حرّه شرقى (سنگلاخ سمت مشرق مدينه) به اين شهر نفوذ كرد و در آنجا خيمه زد. لشكريان او با مردم مدينه سخت به نبرد برخاستند، سرانجام نيروهاى شامى بر
[١] . ابن اثير جزرى، كامل فى التاريخ، ج٤، ص ١٠٣.