فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٧٣ - نامه حسين بن على(عليهما السلام) به اشراف بصره
على(عليهما السلام)مى پردازيم كه در آنجا سخنى از اختلافات قبيله اى نيست و فقط ترس از ترك وظيفه دينى است.
نامه حسين بن على(عليهما السلام) به اشراف بصره
حضرت، نامه اى را به بزرگان بصره فرستاد و در آن چنين نوشت: «من نماينده خودم را با اين نامه به سوى شما گسيل داشتم. شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبر او دعوت مى كنم، سنت هاى پيامبر را از بين برده اند و بدعت ها جاى آنها را گرفته است. من راه جدّم رسول خدا و پدرم على بن ابى طالب(عليه السلام) را مى پيمايم. هر كس اين روش را از من بپذيرد، خدا آن را بهتر مى پسندد، و هر كس آن را ردّ كند، من صبر مى كنم تا خدا ميان من و آنها به حق داورى كند كه او بهترين داور است».[١]
اين جمله ها كه در سخنان وى آمده است، به درستى پرده از انگيزه سيدالشهدا برمى دارد، و اين كه قيام او فقط قيام الهى بوده و خط شهادت را براى خدا برگزيده است و رقابت هاى قبيله اى در انگيزه او مؤثر نبوده است.
امام، هر چند در راه هدف خود جام شهادت نوشيد، امّا به هدف خود رسيد زيرا نهضت او سرآغاز نهضت هاى ديگر شد كه سرانجام، شجره خبيثه بنى اميه ريشه كن كرديد و در سال ١٣٢هـ . ق با يك نهضت سراسرى، آخرين خليفه آن به نام «مروان حمار» كشته شد.
البته قلم هاى اموى و نويسندگان مزدور، قيام حضرت را يك نوع قيام قبيله اى و ناكام در انقلاب خود قلمداد كرده اند، در حالى كه آنان برگى از
[١] . خوارزمى، مقتل الحسين، ج١، ص ٨٨، فصل ٩.