فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٩ - ظلمستيزان و ذلّتپذيران
درجه مى داند، علت اين كه خروج زيد را لغزش مى شمارد، چون او هرگونه قيام در مقابل سلطان جائر را حرام و اشتباه مى داند و بر روايتى تكيه مى كند كه دلاّلان حديث دوران معاويه، آن را ساخته اند. مى گويند: رسول خدا در پاسخ سؤال پرسشگرى فرمود: پس از من گروهى بر شما حكومت مى كنند كه از سنت من پيروى نمى كنند. مى گويد: من به رسول خدا (صلى الله عليه وآله) گفتم: پس چه كنيم؟ فرمود: سخنان آنان را بشنو و فرمانبردار باش حتى اگر فرمانروايى با تازيانه بر پشت تو كوبيد و مال تو را ربود، بايد بشنوى و فرمان برى.[١]
از اين گونه روايات در كتابهاى حديثى فراوان است، در حالى كه اين نوع تسليم در مقابل سلطان جائر به قيمت نابودى دين تمام مى شود.
اينك براى تكميل مطلب، حديثى را كه حسين بن على(عليهما السلام) از جدّ بزرگوارش نقل مى كند، در اينجا مى آوريم:
هنگامى كه حسين بن على(عليهما السلام) با حرّ بن يزيد رياحى فرمانده سپاه عبيدالله بن زياد روبرو شد، رو به مردم كرد و فرمود: «جدّم رسول خدا فرمود:اگر كسى فرمانرواى ستمگرى را ببيند كه حرامهاى خدا را حلال مى شمارد، و پيمان خدا را مى شكند، و با سنّت رسول خدا مخالفت مى كند. در ميان بندگان خدا با ظلم و ستم رفتار مى كند، اگر با سخن و رفتار خود، در تغيير آن وضع نكوشد، جا دارد خدا او را به سرنوشت همان فرمانروا دچار سازد.[٢]
بنابراين جاى تعجب نيست كه امثال ذهبى، از اين قيام ها و جهادها انتقاد
[١] . ابوالحسين ملطى، التنبية والرد، ص ١٥ .
[٢] . طبرى، تاريخ الطبرى، ج٤، ص ٣٠٤، حوادث سال ٦١.