فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٨ - ظلمستيزان و ذلّتپذيران
رشيد رضا ـ مؤلف المنار، مى نويسد: روافض به سان يهودند، كه بسيارى از اولاد فاطمه را دوست ندارند، بلكه آنها را سبّ مى كنند.[١]
يادآور مى شويم، روافض (به تعبير اين دو نويسنده) پيرو امامان خود هستند و سر سوزنى از توجيهات آنان، كنار نمى روند و شما موضع گيرى امام صادق(عليه السلام)را نسبت به زيد و فرزندان او دانستيد، اين دو نويسنده بدون اين كه به كتب شيعه مراجعه كنند، به خاطر گرايشهاى عقيدتى و سياسى خود، اين تهمت ها را به شيعه مى زنند.
ظلم ستيزان و ذلّت پذيران
در ميان مورّخان و شرح حال نويسان، كسى نديدم كه قيام زيد را نكوهش كند و از اين كار او انتقاد كند، جز ذهبى كه زيد را از عالمان و صالحان مى شناسد ولى جهاد و تلاش او را نوعى لغزش تلقّى مى كند، و چنين سخن مى گويد:
لغزشى از او سر زد ولى سبب رفع درجه او در آخرت گشت.[٢]
و در كتاب ديگر مى گويد: او از روى اجتهاد خود خروج كرد و جام شهادت نوشيد و اى كاش خروج نمى كرد![٣]
شگفت از اين نويسنده سلفى است كه در اين دو جمله كوتاه دچار تناقض شده، از يك طرف خروج او را لغزش مى شناسد و از طرف ديگر مايه ترفيع
[١] . رشيدرضا، السنّة والشيعة، ص ٥٢.
[٢] . الذهبى، تاريخ الاسلام، حوادث سال ١٢١ الى ١٤١هجرى، ص ١٠٥.
[٣] . الذهبى، سير اعلام النبلاء، ج٥، ص ٣٩١.