فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٣ - خط سرخ شهادت و تأييد امامان معصوم(عليهم السلام)فصل يازدهم
نهضت زيد، گاهى به صراحت آن را تأييد نمى كرد. زيرا مى دانست كه در ميان پرسشگران و اهل مجلس، كسانى هستند كه مى خواهند موضع امام را به هشام در دمشق گزارش دهند و او را بر ضد امام تحريك كنند. گاهى امام در مجالس خصوصى بر عموى خود گريه مى كرد و اشك از ديدگانش بر صورت او جارى مى شد. نه تنها خود گريه مى كرد، بلكه زنان پشت پرده نيز با شنيدن اشعار سيد حميرى اشك مى ريختند، ولى در جاى ديگر، به دورى از خروج زيد، تظاهر مى كرد، مثلاً كسانى كه از كوفه وارد مدينه مى شدند، در حالى كه خبر شهادت زيد در مدينه و اطراف آن پيچيده بود، او از مسافران تازه وارد از عمويش سؤال مى كرد به گونه اى كه طرف مى پنداشت، امام از حادثه هيچ اطلاعى ندارد، در حالى كه همه اينها براى آن بود كه خط انقلاب به وسيله انقلابيون ادامه پيدا كند. اما خود امام به خاطر حفظ مقام امامت، و خدماتى كه انجام مى داد، مورد اتهام قرار نگيرد.
اگر بخواهيم اين مطلب را گسترده تر بيان كنيم، يادآور مى شويم كه بقاى اسلام در گرو دو مطلب است:
١. بالا بردن سطح آگاهى مردم از اسلام و قرآن و آشنايى با تعاليم واقعى دين حنيف.
٢. برچيدن هرگونه مانع از اين كه زمام امور به دست صالحان برسد، و اين كار جز با جهاد و تلاش امكان پذير نبود.
امام صادق(عليه السلام) در آن شرايط حساس ترجيح داد كه مسئوليت امر اوّل را برعهده بگيرد، زيرا تنها كسى بود كه در آن زمان عالم امّت و سرپرست آن، و آگاه از اسرار كتاب و سنّت بود، و اگر او از ميان مى رفت در آن شرايط خلأ عظيمى در