فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٣٣ - آيا زيد در اصول عقايد و فروع، مكتبى دارد؟فصل هشتم
داشت، يا تنها از يك بعد برخوردار بود، يا اصلاً مذهب خاصى در اين دو نداشت؟
آيا او يك فرد انقلابى و مفسّر قرآن و محدث بود و در پرتو احاطه به قرآن و حديث فتوا مى داده، بدون اين كه در اين مورد مكتب خاصى داشته باشد؟ هم اكنون اين نظريه را بررسى مى كنيم:
زاده خاندان بيت علوى، زيد انقلابى و پرخاشگر بر حكومت هاى جائر، و در رأس آنان امويان، اصول و فروع را از آباء و نياكان خود آموخته و در رأس آنان، والد بزرگوارش امام سجاد(عليه السلام) و برادر گراميش امام باقر(عليه السلام)است، او به سان نياكان خود، خدا را از هر نوع ماده و ماديات پيراسته و از هرگونه ظلم و جور مبرّا مى دانست، و در عين اعتقاد به قضا و قدر آن را منافى اختيار و اراده انسان نمى انديشيد، و معتقد بود پيامبران از هر نوع گناه و خطا مصون هستند و در مورد امامت، جدّ بزرگوار خود و پس از آن فرزندان او را داراى منصب ولايت و خلافت مى دانست. و اين عقايد، عقيده ويژه زيد نبود، بلكه عقيده همه بيت علوى و بزرگان آن بود، بنابراين، زيد را به خاطر اين عقايد كه در بسيارى از موارد شبيه عقايد زيديه است، نبايد صاحب مكتب دانست. اتفاقاً يكى از علماى زيديه، معروف به حاكم جشمى بيهقى (٤١٣ـ ٤٩٤) در كتاب خود به نام «جلاءالابصار» به نوعى به اين مطلب تصريح كرده است. اينك خلاصه آن:
او پس از بيان مذاهب نوظهور يادآور مى شود: آن كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) و ياران او و علماى اهل بيت(عليهم السلام)بدان معتقد بودند، توحيد خدا و تنزيهِ او از تشبيه و اعتقاد به عدل او و پيراستگى او از هر كار بد و اعتقاد به عصمت انبيا و صدق آنچه كه كتاب الله بر آن نازل شده، مى باشد و همگى را از علماى اهل بيت(عليهم السلام) اخذ