فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٥ - ٥ ابراهيم بن زبرقان
اضطراب و خطا فراوان است. و أبو خيثمه مى گويد: او دروغگو بوده و ابوحاتم او را به سستى حديث، متهم ساخته است. دارقطنى مى گويد: او ضعيف است و از شعبه، نقل روايت كرده است.[١]
آنچه كه ذهبى و مشايخ او در مورد اين مرد بزرگ نقل مى كنند، ناشى از عناد او به خاندان رسالت است و لذا هر كس كه درباره اهل بيت(عليهم السلام) حديثى نقل كند، او را دروغگو و متروك الحديث مى خواند.
از اين جهت، رجالى هاى شيعه، كاملاً به توثيق او پرداخته اند، نجاشى مى نويسد: نصر بن مزاحم پيرو مذهب حق، و نيكوكار است، ولى از ضعفا نقل حديث مى كند.[٢]
شيخ طوسى او را از اصحاب امام باقر(عليه السلام) قلمداد كرده است.[٣]
٥. ابراهيم بن زبرقان
ذهبى مى گويد، ابن معين او را توثيق كرده ولى ابوحاتم مى گويد: به حديث او نمى توان استناد كرد.[٤]
شيخ در رجال خود، او را از اصحاب امام صادق(عليه السلام) شمرده، ولى از نظر توثيق سخنى نگفته است.[٥]
[١] . الذهبى، ميزان الاعتدال، ج٤، ص ٢٥٣ـ ٢٥٤.
[٢] . نجاشى، الرجال، ج٢، ص ٣٨٤ شماره ١١٤٩.
[٣] . طوسى، الرجال، باب اصحاب امام باقر(عليه السلام)، شماره٣. هر چند نقل او از امام باقر(عليه السلام) (با توجه به اين كه وفات امام باقر(عليه السلام) در ١١٤ بوده، و وفات ابن مزاحم در ٢١٢)، بعيد است كه وى از اصحاب امام باقر(عليه السلام) باشد.
[٤] . الذهبى، ميزان الاعتدال، ج١، ص ٣١ .
[٥] . طوسى، الرجال، ص ١٤٤، شماره ٤٠ .