فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٦ - بزرگنمايى درباره زيد
نشوان الحميرى در شرح رساله «الحور العين» مى نويسد:آن گاه كه فضيلت و برترى او در ميان مردم منتشر شد و مردم با كمال او آشنا شدند، گروهى از مردم، با اختلافى كه در نظريات خود داشتند، بر بيعت با او اجماع كردند. هرگز زيدى پيشروتر از معتزلى و معتزلى پيشروتر از مرجئى و مرجئى پيشروتر از خارجى نبود. در بيعت او همه فرق، اتفاق نظر داشتند و جز گروه كمى تخلف نكردند، سپس مى گويد: آن گاه كه سخن از متكلمان به ميان آيد، زيد از آنهاست، و اگر زاهدان ياد شوند، او نيز از آنهاست و اگر سخن از شجاعان باشد، نام او نيز در ميان آنهاست. او اهل معرفت و اهل سياست و بهترين عترت بود، زيرا در تمام خصال پسنديده، با آنها شريك بود و از نظرهاى ديگر بر آنها برترى داشت، يكى از امتيازهاى او اين بود كه او سرآمد زمان در علم كلام بود، علم كلامى كه برترين دانش ها و راه نجات است. دانشى كه بدون او ديگر دانش ها سودى نمى بخشد و در اين قسمت به قدرى پيشرو بود كه خاص و عام او را به اين صفت مى شناختند. حتى ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ، او را چنين معرفى
مى كند: او را در صنعت كلام برتر يافتم و به وجود او افتخار كرده و او را بالاترين فرد در اين دانش مى دانم. جعفر بن حرب در كتاب «الديانة» و بسيارى از معتزله بغداد مانند محمد بن عبدالله اسكافى و غير او در كتاب هاى خود، به او منتسب مى شوند و خود را زيدى مى دانند و در علم و دانش او كافى است كه معتزله به او منتسب هستند، اگر دانش برتر و برجستگى او بر ديگران، در فضايل نبود، هرگز معتزله به او گردن نمى نهادند.[١]
مسلّماً اين نوع توصيف با واقعيت تطبيق چندانى ندارد، برجستگى زيد در
[١] . السياغى، الروض النضير، ج١، ص ١٠١; حميرى، الحور العين، ص ١٨٥ .