در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٥٧ - فِیثاغورس
حاصل کلام آنکه واحد اگرچه عدد نِیست، ولِی منشأء جمِیع وَحَدات بعدِی أعداد است و همه از او حاصل شدهاند و عدد به حقِیقت اعتبار، تکرار و تجلِّی واحد است و اگر فِی المثل ِیکِی را از هزار بردارِی، دِیگر هزار نمِیماند و همچنِین بارِی عزّ شأنه را وحدتِی است مطلقاً که تکثّر مراِیا قادح وحدت حقّه او نمِیشود. چنانچه صاحب بصِیرت اگر نظر به اِین اعتبار اندازد و تجلِّی وحدت مطلقه را در مراتب مشاهده کند، ِیقِین داند که غِیر از ِیک حقِیقت بِیش نِیست که به حسب تکثّر مراِیا «در مراتب بعدِی» کثِیر نموده است «مع بقائه علِی وحدة الحقِیقِیة». چنانکه ِیکِی از عرفا گفته است:
وَ مَا الْوَجْهُ إلّا واحِدٌ غَيْرُ أنَّهُ إذا أنْتَ عَدَّدْتَ الْمَرايا تَعَدَّدا[١]
کَثَرات و تعِیُّناتِی که در مراتب ظهور، عارضِ وجود شدهاند، بالکل امور اعتبارِیّه هستند و محقق است که امور اعتبارِیّه در نفس الامر «و فِی الواقع» موجود نِیستند و موجودِیّت اِیشان همان اعتبار مُعتَبِر است؛ مانند تعدد واحد که چون دو بار بشمارِی دو شود و سه بار بشمارِی سه شود و چهار بار بشمارِی چهار شود و همچنِین
[١] فخر الدِّین ابراهِیم بن بزرجمهر مشهور به عراقِی: «صورت و شكل و شمائل انسان يكى مىباشد، امّا اگر تو آئينههاى عديدهاى در مقابل اين صورت بگيرى، شكل و شمائل هم متعدّد خواهد شد».