در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢١٥ - نِیکلا مالبرانش
نکته لطِیفِی نوشته است بنا بر اِینکه پاسکال محبت را برتر از عقل مِیداند و بنِیاد علم و اعتقاد را بر اشراق قلبِی قرار مِیدهد و روِی اِین اصل مِیگوِید: دل است که به وجود خدا گواهِی مِیدهد نه عقل! و از اِین راه بهدست مِیآِید و نِیز او مِیگوِید: دل دلائلِی دارد که عقل را به آن دسترس نِیست. پس اگر پاسکال را از حکما بشمارِیم، باِید او را عارف نِیز بخوانِیم، چون پاِی استدلالِیان را چوبِین مِیداند.[١] او فلسفه را بِیحاصل مِیانگارد و شکِی نِیست که توجه او در معرفت، به کار دل ِیعنِی به اشراق نظرِی بسِیار بلند است و در اِین زمان مورد اعتناِی تامّ مِیباشد؛ اما معاصران او اِین اعتنا را نداشتند و بدِین جهت او را از حکما نپنداشتند و حق اِین است که پاسکال در علوم رِیاضِی و طبِیعِی و همچنِین در فن نوِیسندگِی از اشخاص درجه اول است؛ اما از فلاسفه به معناِی خاص بهشمار نمِیآِید.[٢]
نِیکلا مالبرانش
او به سال ١٦٣٨م در کشور فرانسه و در شهر پارِیس بهدنِیا آمده
[١] مولوِی در مثنوِی معنوِی، دفتر اول مِیگوِید:
پاِی استدلالِیان چوبِین بود پاِی چوبِین سخت بِیتمکِین بود
پاِی نابِینا عصا باشد عصا تا نِیفتد سرنگون او بر حصا
[٢] برگرفته شده از: سِیر حکمت در اروپا، ج٢، ص١٤.