در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٣٠ - ٨ انکساغورس
٨. انکساغورس
اِنکِساغورِس (آنِکساگوراس)، قائل نِیست به اِینکه همه چِیز از ِیک مادّه ساخته شده و حرکات و تبدّلات آن ذاتِی باشد؛ بلکه معتقد است به اِینکه هر چِیزِی تخمه «استعداد» خود را دارد و تخمه همه أشِیاء در همه آنها موجود است. إلا اِینکه در هر جنس، تخمه مخصوص آن، بر تخمههاِی دِیگر غلبه و بروز دارد و آنها در حال کمون هستند؛ مثلاً چون ِیک قطعه استخوان را بهنظر آورِیم، مادّه گوشت و پوست و رگ و پِِی و همه چِیزهاِی دِیگر در او است، إلا اِینکه مادّه استخوانِی در او غلبه دارد و به اِین جهت است که از ِیک چِیز، چِیز دِیگر تولِید مِیشود؛ مثلاً نانِی که انسان مِیخورد و در درون بدن مبدّل به خون و بلغم و چربِی و غِیر آنها مِیگردد، سبب آن است که تخمه همه چِیز در او هست.
بنابراِین کون و فساد ِیا ولادت و مرگ فقط عبارت است از جداِیِی اجزاء از ِیکدِیگر. در آغاز پِیداِیش، امرِ همه تخمهها و مواد مختلفه دَرهم و آمِیخته و تماِیز نداشتند تا اِینکه در نظام آفرِینش، عقل جهان آنها را از ِیکدِیگر جدا کرده و به نظم و ترتِیب در آورد و هر کدام از آنها را در مسِیر خود به گردش انداخت و مصدر ظهور آنها شد و اِین عمل هنوز جارِی و برقرار است.
رأِی انکساغورس در ترکِیب أشِیاء از تخمههاِی متنوع نامتناهِی