در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٢٥ - محِی الدِین عربِی و نحوه مسأله ادراکات بشرِی
بر حسب اقتضاِی مراتب، شدّت و ضعف پِیدا مِیکند.
فَهلَوِیون حکماِی قدِیم اِیران در دوره اشکانِیان و ساسانِیان از ملوک عجم بودند که اشکانِیان پس از ساسانِیان در سال ٥٨ پِیش از مِیلاد تا سال ٢٠٧ قبل از مِیلاد و بعد از سلطنت اسکندر حکومت کردند و شاه اول آنان، خانواده اشک نام داشت.[١]
محِی الدِین عربِی و نحوه مسأله ادراکات بشرِی
ابن عربِی آگاهِیها را از نظر ادراکات بشرِی و شِیوههاِی شناخت و محتواِی آنها به سه دسته تقسِیم مِیکند:
الف: دانش ِیا آگاهِی عقلِی: ِیعنِی هرگونه آگاهِی ضرورتاً و ِیا در پِی نظر و دلِیل و از راه اندِیشِیدن بهدست مِیآِید. چنِین ادراکِی مِیتواند درست ِیا نادرست باشد.
ب: دانش احوال: که جز از راه ذوق و چشِیدن راهِی بهسوِی آن نِیست و با ادراک عقل نمِیتوان آن را تعرِیف کرد و ِیا براِی شناخت آن دلِیل آورد؛ مانند آگاهِی از شِیرِینِی عسل و تلخِی صبر و لذّت جماع، عشق، وَجد و شوق و مانند آن.
[١] اَشک، نام پادشاهِی بوده است از اولاد بهمن که اولاد او را اشکانِیان مِیگوِیند و بعضِی از اولاد او را از کاوس دانستهاند. (در اِین باره رجوع شود به مجمل التوارِیخ). اگرچه نام نوِیسنده مشخص نِیست، ولِی اهل اسدآباد همدان ِیا اطراف آن بوده است. (تارِیخ اِیران باستان، ص٢١٩٧ - ٢١٩٩ و ص٢٢٠٢ و٢٢٠٣؛ لغتنامه دهخدا، ذِیل واژه اشک).