در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٠٢ - اقسام خطاهاِی ذهنِی از منظر بِیکن
قسم دوم حکمت تجربِی است که برعکس قسم اول، بر تعقل و استدلال کمتر تکِیه دارد و عملِیات و تجربِیات را بِیشتر مأخذ مِیگِیرد و در مقام تشبِیه، حکماِی قسم اول نظِیر عنکبوت مِیباشند که دائماً از ماِیه درونِی خود تولِید و تار مِیتند و پرده سست بنِیادِی مِیبافد و حکماِی قسم دوم مانند مورچهاند که همواره دانه فراهم کرده و تصرفِی در آن نمِینماِید و حال آنکه در اِین مِیان حکِیم واقعِی باِید مانند زنبور عسل باشد؛ ِیعنِی همچنان که زنبور ماِیه اصلِی را از گل و گِیاه مِیگِیرد تا به هنر درونِی خود از آن انگبِین بسازد، حکِیم اصِیل هم باِید ماِیه علم را از تجربه عملِی و مشاهده خود گرفته و به مدد قوّه عقلانِی از آن حکمت بسازد.
قسم سوم از حکمت آن است که بر منقولات و احساسات و عقاِید مذهبِی مبتنِی مِیباشد؛ مانند تعلِیمات فِیثاغورسِی و افلاطونِی و کسانِی که خواستهاند از روِی سفر تکوِین «تورات» و کتاب اِیوب و کتابهاِی دِیگر تورات فلسفه بسازند و حتِی از ارواح و اجنّه و پرِیان اخذ معلومات نمودهاند. او اِین قسم فلسفه را موهوماتِی مِیخواند.
بالأخره روِی هم رفته بِیکن به فلاسفه ِیونان خاصّه ارسطو و افلاطون چندان اعتقادِی ندارد و از مِیان آنها سقراط را بِیشتر مِیپسندد و منشأ عدم اعتقاد او به ارسطو و افلاطون از اِین بابت است که آنها بهجاِی اِینکه مشهودات و محسوسات را مأخذ علم