در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٥٨ - اختلاف ارسطو با افلاطون
کسب علم، برخورده است به اِینکه چون وسِیله بروز فکر و عقل انسان، زبان و سخن است، پس واجب است که چگونگِی الفاظ و دلالتهاِی آنها «از نظر دلالت مطابقِی و التزامِی و تضمّنِی» و ترکِیبشان را براِی جملهبندِی معلوم کنِیم تا اجمال و اهمال از گفتههاِی ما دور شود و اشتباهات زائل گردد. بر اِین اساس به قوّه نکتهسنجِی خود، به بحث الفاظ وارد شده و اشتراک لفظِی و معنوِی و ساِیر احوال و عوارض الفاظ و معانِی آنها را درِیافته، آنگاه تصوّر و تصدِیق و ذاتِی و عرضِی و جزئِی و کلِّی را بهخوبِی تشخِیص داده است و به معقولات دهگانه و کلِیّات پنجگانه قائل شده و چگونگِی تعرِیف حدّ و رسم و شرائط آنها را معِیّن نموده است. سپس در ترکِیب مفردات، تعرِیف موضوع و محمول نموده و به انواع قضاِیاِی موجبه و سالبه و کلِیّه و شخصِیّه و شرطِیّه و حملِیّه برخورده و اقسام تداخل و تضادّ و تناقض و تقابل و غِیر اِینها را معِیّن کرده است و کِیفِیّت تلفِیق قضاِیا از صغرِی و کبرِی و ترتِیب مقدمات را براِی أخذ نتِیجه و صورتِ بستنِ قِیاس و اَشکال مختلفه آن را استنباط نموده و انواع برهان را از همدِیگر تمِیز، و بالأخره رموز جدل و شِیوههاِی سفسطه را کاملاً از همدِیگر مجزّا و به وضوح بِیان نموده و اشکالات وارده را در اِین مورد تقرِیر نموده است.
اختلاف ارسطو با افلاطون
اختلاف اِین دو استاد و شاگرد در اِین است که افلاطون همان