در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٣٣ - ١٢ زِینون
١١. برمانِیدس
بَرمانِیدِس (پارمِنِیدِس)، شاگرد کسِینوفانوس، ِیکِی از معتبرترِین حکماء باستان است. او برخلاف هرقِیلطوس، به وجود معتقد است و تغِیِیر و تبدِیل و حرکت را در «نظام خلقت» بهکلِی خطا و غِیر واقع مِیپندارد و معتقد به سکون و دوام و ثبات است. او مِیگوِید وجود نه آغاز دارد نه فرجام؛ چه اگر آغاز مِیداشت باِید فرض کنِیم ِیا از وجود بر آمده ِیا از عدم. اگر از وجود بر آمده باشد پس زاد? خود است و حادث نِیست و به عبارت دِیگر: «تحصِیل حاصل است». ِیا از عدم ناشِی شده که در اِین صورت، عقل از اِینکه عدم بهوجود آمده، از قبول آن امتناع دارد.
او براِی وجود، حرکت قائل نِیست، زِیرا حرکت ناچار باِید در مکان واقع شود و مکان، ِیا وجود است ِیا عدم. اگر وجود است، پس حرکت وجود در آن در واقع حرکت در خود است و اگر عدم است، حرکت در عدم ممکن نِیست، چون عدم منشأ اثر نِیست بلکه محال است.
برمانِیدس ظاهراً نخستِین حکِیمِی است که براِی کشف حقِیقت، ادراک حسِّی و ظاهرِی را کنار گذاشت و مجرد تعقّل را کافِی دانست، بِیآنکه آن را مبنِی بر تجربِیّات و مشهودات نماِید.
١٢. زِینون
زِینون شاگرد برمانِیدس است که نظرِیه استاد خود را به حدّ کمال رسانِیده است. او به احتجاجات جَدلِی معروف است؛ از جمله