در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٧٣ - ٢ طرِیق? اهل سلوک و تحصِیل حقِیقت از راه شهود
لسان مشّاء در اِین زمِینهها سخن گفته است. در ضمن همان مسأله را به سبک اشراق نِیز تحرِیر و تنظِیم نموده و با قواعد اشراقِیّه وفق داده است؛ «كما هو الواضح عند الحكِیم الماهر و العارف الكامل الجامع بِین المنقبتِین».
عقل تا به نور شرع منوّر نگردد، در مسائل مربوط به علم الهى و حقاِیق وابست? به مبدأ و معاد، بهجاِیى نمِیرسد، چون درک اِین قبِیل از مسائل به صرف كار انداختن قو? نظرِیه، اگرچه صاحب قوه در مرتب? اعلاى از ادراک قرار گرفته باشد، مِیسور نِیست. حقاِیق و معارف در مقام و مرتب? واحدِیت كه مقام تعِیّن حقاِیق است، به نحو وحدت و صرافت موجود است. از باب لزوم مناسبت بِین مدرِک و مدرَک و وجوب و سنخِیت بِین قابل و فاعل، انسان بدون رفض تعِیّنات و حدود و الغاء تبعات مادّه به مقام صرافت وجود، راهى پِیدا نخواهد كرد؛ لذا در قرآن كرِیم شرط تعلِیم و تعلّم حقاِیق الهى را تقوا دانسته است: (اِتَّقُوا اَللهَ وَ ِیعَلِّمُكُمُ اَلله).[١] قطع حجب ظلمانى و نورانى و القاء و رفض تعِیّنات، لازم? حدود وجود ناقص سبب انكشاف ملكوت وجود است؛ لذا در شرِیعت محمدِیه، اشارات و كناِیات و لطاِیف و نصوص زِیادى راجع به لزوم تكمِیل عقل نظرى و عملى موجود است. از ناحِی? تكمِیل
[١] سوره بقره، آِیه٢٨٢. حافظ در غزلِیات، غزل شماره ٤٨٨ مِیگوِید:
قطع اِین مرحله بِیهمرهِی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهِی