در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٤٣ - ٢ ورود افلاطون به عرصه حکمت
است، از آن نظر مِیبِینِیم که عالم و کائنات، نظام دارد و بِیقاعده و بِیترتِیب نِیست و هر امرِی را غاِیت و هدفِی است و ذات حضرت بارِی، خود غاِیت وجود کل عالم است.[١] بنابراِین مدار امور عالم را نمِیتوان بر تصادف و اتفاق فرض کرد، چون در همه هستِی، نظم و ترتِیب معقولِی حاکم است. البته به اِین نکته باِید توجه کرد چونکه در نظام خلقت، ِیک نظم و ترتِیب معقولِی حکمفرماست که در جعل قوانِین موضوع بشرِی نِیز آن را رعاِیت کنند، به اِین سبب سقراط در سِیاست معتقد به قهر و غلبه و زور نِیست و با مردم، مدارا و اقناع افکار و اندِیشه عمومِی را لازم مِیداند و به عبارت دِیگر: سِیاست معقول را نِیز مبتنِی بر حکمت مِینماِید.
٢. ورود افلاطون به عرصه حکمت
ولادت افلاطون در سنه ٤٢٧ پِیش از مِیلاد مسِیح بود که نزدِیک به هشتاد سال عمر کرد. نسب و تبار او عالِی و بزرگزاده بود و در حدود هِیجده سالگِی به سقراط پِیوست و ده سال شاگرد او بود.بعد از اعدام استادش، چندِی جهانگردِی نمود و سپس به تعلِیم دانش حکمت پرداخت. دوران إفاضهاش در نِیمه اول سده چهارم مِیلادِی
[١] (أَلا إِلَى اللهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ) (سوره شورِی، آِیه٥٣): الا بدانِید كه رجوع تمام امور (عالم آفرِینش) به سوى خداست. (إِنَّا لِلّهِ وَ إِنَّا إِلَِیهِ راجِعُونَ) (سوره بقره، آِیه١٥٦): ما به فرمان خدا آمدهاِیم و به سوى او رجوع خواهِیم كرد.