در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٢٥ - دِیدگاه لاِیبنِیتس درباره تفکر در خلقت عالم
سِیاسِی نِیز متماِیل بوده است. برحسب وظِیف? مِیهنپرستِی براِی ممالک آلمان، روحِی? خِیرخواهِی و صلاحاندِیشِی مِیکرد و بنا به اقتضاء غِیرت دِینِی عِیسوِی، خِیر همه اروپائِیان را مِیخواست و او به کِیش مسِیحِی و بهرهمند شدن از پِیشرفت و تمدن اروپاِیِی متماِیل بود. ِیکِی از افکار بلند او، رفع اختلاف از مِیان کاتالِیکها[١٢٥] و پروتستانها بود و در اِین باب، کوششها و تلاشهاِی زِیادِی کرد، ولِی ره به جاِیِی نبرد.
وِی در هفتاد سالگِی مانند افراد بِیکس به تارِیخ شانزده و هفده مِیلادِی از دنِیا رفت و مانند دکارت و اسپِینوزا تأهل اختِیار نکرده و خانواده تشکِیل نداده بود.
دِیدگاه لاِیبنِیتس درباره تفکر در خلقت عالم
متفکران در امور عالم هستِی تأمل و در وجود موجودات جهان نظر کردند و حرکات و تغِیِیر و تبدِیل دائمِی آنها را دِیدند و متوجه شدند که تغِیِیر و تبدِیل و حرکات دائمِی، بِیقاعده و بدون نظام نِیست و در اِین راستا رابطه علت و معلولِی در کار است.
خبر دارِی که سِیاحان افلاک
چرا گردند گِردِ مرکزِ خاک
در اِین محرابگه معبودشان کِیست
وزِین آمد شدن مقصودشان چِیست
[١] در استعمال ادبِیات، آن را کاتالِیک مِی مِی گوِیند