در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٦٦ - عناصر
شبِیهترِین اجزاء عالم است به محرک اول، هر چند خودبخود متحرک و نسبت به افلاک دِیگر محرک است. ستارگان ثابت در اِین فلک جاِی دارند و در درون آن چند افلاک نِیز مِیباشد که کواکب به آنها نصب شده وبه تبع افلاکِ خود دور مرکز عالم ِیعنِی کره زمِین مِیچرخند و غِیر از گردشِی که به تبع فلک نخستِین داشته، حرکات دِیگرِی هم بلاواسطه دارند که از محرک نخستِین ناشِی نِیست و بدِین سبب جنبه نقص آنها بِیش از فلک نخستِین است.
آخرِین افلاک، فلکِ ماه است که عالم عِلوِی به آن ختم مِیشود و زِیر آن عالم سفلِی است که عالم تحت القمر نِیز خوانده شده، و آن عبارت از کره خاک است که ساکن و مرکز کلّ عالم است و کره آب ِیا اقِیانوس بر آن احاطه دارد. کره هوا و پس از آن کره آتش، فوق همه کرات عالم سفلِی است.
عناصر
خاک و آب و هوا و آتش، عناصر چهارگانه هستند و اِین عالم سفلِی، عالم کون و فساد است؛ ِیعنِی اجزاء آن غِیر از حرکت مستدِیر، تحولات دِیگرِی نِیز دارند و همواره در تغِیِیر و تبدِیلاند و کاست و فزود و زاِیش و مرگ دارند و حرکات آنها مستدِیر نِیست، مستقِیم است؛ ِیعنِی آغاز و انجام متماِیز دارد، نه اِینکه هر نقطه آن هم آغاز و هم انجام باشد، چنانکه در داِیره اِینچنِین است.