در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٠٥ - بخت دکارت و تکرار غوغاِی گالِیله
مسئله رِیاضِی در شگفت شد و با او دوست شد و ترغِیبش کرد که از اشتغال به علم سر نتابد. دکارت سفارش و پند رفِیق خود را پذِیرفت. او از ارتش هلند بِیرون آمد و مدت نُه سال در کشورهاِی آلمان و مجارستان و اِیتالِیا و دانمارک و لهستان و شهرهاِی دِیگر به سِیر آفاقِی و انفسِی مشغول گردِید و با دانشمندان آن کشورها ملاقات و گفتگو داشت و سرانجام در انزواِی خلوت هلند، فارغ از امور زندگِی، روزگار خود را وقف تحقِیقات نمود و جز با اهل فضل و تحقِیق معاشرت نداشت و تحقِیقات او بِیشتر با تفکر و تجربه شخصِی همراه بود تا به مطالعه کتابهاِی دِیگران.
روزِی ِیکِی از دوستان قدِیمِی او به دِیدن او رفت و ضمن ملاقات از وِی، درخواست نمود تا کتابخانه خود را به او نشان دهد. دکارت دست او را گرفت و به پشت عمارت مسکونِی خود بُرد، در آنجا گوسالهاِی که پوست آن را کَنده و اِسکلت آن را از هم جدا نموده بود، به دوستش نشان داد و گفت: اِین کتابخانه من است و اضافه کرد بهترِین کتابهاِیِی که غالباً مطالعه مِیکنم، از اِین نوع است.[١]
بخت دکارت و تکرار غوغاِی گالِیله
پس از چهار سال تحقِیق در امور علمِی و تحقِیقِی، اولِین اثر تصنِیفِی نفِیس خود را با ِیک دنِیا آرزو به نام «عالَم» آماده چاپ
[١] برگرفته از سِیر حکمت در اروپا، ج١، ص١٥٠.