در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٢ - بخش اول مبدأ پِیداِیش فلسفه
واقعِیت اِین است که ما از سِیر فلسفه و اندِیشههاِی بلند فلسفِی پِیش از سقراط و افلاطون و ارسطو و حتِی در ِیونان قدِیم، چِیزِی نمِیدانِیم؛ جز اِینکه عدّهاِی از دانشمندان و بزرگان علمِی و افکار فلسفِی که تعداد آنها هفت نفر و در رأس آنها «ثالس ملطِی» در قرن ٥٦٥ تا ٦٤٠ ق م است - که در اسم آنها اختلاف نظر وجود دارد - بهعنوان حکماء هفتگانه بودند. اِین مقدار مسلّم است که اِینها انسانهاِی فرهِیخته و داراِی اندِیشه و افکار بلند علمِی بودهاند و چِیزِی مکتوب هم از آنها بهدست ما نرسِیده است.[١]
در اِین زمِینه، اولِین کسِی که بهطور مکتوب در علوم عقلِی، بهطرز علمِی مناسب با تعلِیم فن خاصِی تدوِین کرده باشد، فقط رسائل معلم اول و فِیلسوف اجلّ ارسطاطالِیس است. از اِینرو در ممالک ما طالبِین علوم به ترجمه کتب ارسطو و حکماء بعد از او پرداختند. (لازم به ِیادآورِی است که ازحکماء پِیش از او مثل سقراط، چِیز مکتوبِی بهدست ما نرسِیده است و افلاطون نِیز بعد از او آنچه نوشته است در واقع بهمنزله تقرِیرات استاد خودش سقراط بهشمار مِیآِید. در نزد فضلاِی مشرقزمِین، ارسطو استاد کل علوم عقلِی و نخستِین نگارنده حکمت نظرِی شناخته مِیشود).
[١] حکمت سقراط و افلاطون، ص١٠.