در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٤ - بخش دوم تبِیِین حقِیقت نهفته در انسان
خواهى گماشت كه در آن فساد كنند و خونها برِیزند و حال آنكه ما خود تو را تسبِیح و تقدِیس مىكنِیم؟! خداوند فرمود: من چِیزى (از اسرار خلقت بشر) مىدانم كه شما نمىدانِید.
سپس علم اسماء [علم اسرار آفرِینش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مىگوِیِید، اسامى اِینها را به من خبر دهِید!
فرشتگان عرض كردند: منزهى تو! ما چِیزى جز آنچه به ما تعلِیم دادهاى نمىدانِیم؛ تو دانا و حكِیمِی.
فرمود: اى آدم! آنان را از اسامى (و اسرار) اِین موجودات آگاه كن. هنگامى كه آنان را آگاه كرد، خداوند فرمود: آِیا به شما نگفتم كه من، غِیب آسمانها و زمِین را مِیدانم؟! و نِیز مِیدانم آنچه را شما آشكار مِیكنِید، و آنچه را پنهان مِیداشتِید!».
بر اِین اساس:
الف: در عرف همه اصناف و طبقات جوامع بشرِی، اِین ادراک بهطور طبِیعِی وجود دارد که در هر مصنوع و پدِید? انسانِی، سازنده و پدِیدآورند? آن، بِیشتر به نظام فِیزِیکِی درونِی و قوانِین مرتبط به استفاده درست و شِیوههاِی بهرهورِی از آن آگاه مِیباشد و بلکه باِید روش بکارگِیرِی صحِیح از آن پدِیده را از وِی بِیاموزند. بدِین جهت، مِیبِینِیم که به همراه مصنوع خود، در ِیک ورقه و ِیا دفترچ? راهنما، دستور العمل و راه استفاد? درست را به طالبان مصنوعش، به اندازه مقدور معرفِی کرده و هداِیت مِیکند.